تبلیغات
فرهنگ و ارتباطات؛ سیاستگذاری - رویکردهای موجود در خط مشی گذاری(سیاستگذاری)

رویکردهای موجود در خط مشی گذاری(سیاستگذاری)

تاریخ:جمعه 14 شهریور 1393-06:04 ب.ظ

واین پارسونز(1385)، رویکردهای اصلی در فرآیند خط‌مشی‌گذاری را به شش قسمت اصلی تقسیم می‌کند، که عبارتند از:

رویکردهای کثرت گرا و نخبه گرا : این نگرش بر قدرت و توزیع آن درمیان گروهها و نخبگان و شیوه شکل دادن به سیاستگذاری تمرکز می‌یابد و به این امر اشاره دارد که سیاستگذاری عمومی در نهایت نتیجه رقابتی آزاد میان اندیشه‌ها و منافع است. در نوشته‌های دال، پالسبای و کثرت گرایان متقدم آمریکایی در خصوص دموکراسی، همانا قدرت چیزی بود که به شکلی گسترده توزیع شده و نظام سیاسی نیز چنان سازمان یافته بود که فرآیند سیاستگذاری را از اساس تقاضاها و افکار عمومی هدایت می‌کردند.و این مشارکت در بازی بزرگ سیاست، برای همگان امکان پذیر است.

رویکردهای نئومارکسیستی: دیدگاه مورد بحث، درزمینه‌ی کاربست اندیشه‌های مارکس و مارکسیستی برای تشریح فرآیند سیاستگذاری در جامعه سرمایه داری است. دیدگاه مذکور مسأله‌ای را مطرح می‌کند که اعمال قدرت در توصیف مسائل و تنظیم تقویم‌های سیاستگذاری، چیزی است که عمیق‌تر از آن چه به صورت سطحی یا قطعی دیده شود، صورت می‌گیرد. از این رو مسائل و تقویم سیاستگذاری ممکن است در بعدی از نظر تجربی قابل مشاهده نیست، ساخته و تنظیم شوند و شکل گیری آن‌ها از خلال نظام‌های عقاید،ارزش ها، فرضیه‌ها و ایدئولوژی‌ها صورت می‌گیرد.

رویکرد شبکه ای: رویکردهای زیر سیستمی که فرآیند سیاستگذاری را در قالب استعاره‌های جدیدی همچون شبکه ها، اجتماعات و زیر سیستمها تحلیل می‌کند. استعاره شبکه یا اجتماع برروی الگوی رسمی یا غیر رسمی تماس‌ها و روابط، شکل دهنده‌ی تقویم‌های سیاستگذاری و تصمیم گیری هستند و در مقابل بازی درونی، بین و میان سازمان‌ها و نهادهای رسمی سیاستگذاری قرار می‌گیرند. این رویکرد بر پایه این اندیشه بناشده است که یک سیاست در بافتی از روابط و وابستگی چارچوب بندی می‌شود. تحلیل شبکه‌ای براین امر معتقد است که بازیگران در یک بافت اجتماعی بر تصمیمات یکدیگر تاثیر می‌گذارند و باید سطوح ساختار موجود در درون یک نظام اجتماعی نقطه تمرکز تحقیق باشد.

رویکرد گفتگوی سیاستگذاری: نگرش مذکور، فرآیند سیاستگذاری را در قالب زبان و ارتباطات می‌آزماید. این نوع نگاه، براساس کارهای نظریه پردازی فرانسوی و آلمانی مانند فوکو، هابرماس، تولیمن و ویتگنشتاین بنا شده است. تحلیل سیاستگذاری عمومی در این رویکرد، در کار کشف راهی وارد می‌شود که ضمن آن مباحثات سیاستگذاری، بحث هایی را که شکل دهنده‌ی چارچوب‌های سازنده مسائل و تقویم‌های سیاستگذاری می‌باشند را شکل می‌بخشند. نقطه عزیمت برای این نوع تحلیل این مفهوم است که زبان مورد استفاده ما برای سخن گفتن در باره سیاستگذاری و مسائل آن خنثی نیست. بنابراین اگر می‌خواهیم بدانیم که چه مسأله توصیف شده است، باید بکوشیم تاروشی که ضمن آن مباحثات شکل گرفته اند، تحلیل نماییم.

رویکرد نهادگرایی: طیف سیاستی مورد نظر، به بررسی نقش دولت و نهادهای اجتماعی در تشریح شکل گیری سیاستگذاری عمومی می‌پردازد. در این رویکرد به رابطه نهادها با محیط نیز پرداخته می‌شود به این شکل که یک نهاد در تصمیم گیری متاثر از نهادهای دیگر است اگر نهاد مذکور قدرتمند باشد، بر نهادهای دیگر و محیط اطراف تاثیرگذار است ولی اگر ضعیف باشد نهادهای دیگر ونیز محیط سیاستهای آن نهاد را می‌سازد.

رویکرد مرحله‌ای یا چرخشی: علیرغم تنوع رویکردها در خط‌مشی‌گذاری عمومی، یکی از روشهایی که از همه مهمتر بوده و هنوز دولتها براساس آن عمل می‌کنند روش عقلایی تصمیم گیری است که اصطلاحاً به آن چرخه خط‌مشی‌گذاری می‌گویند. به رغم وجود نوعی مشکل فزاینده در مورد چارچوب غالب در تحلیل سیاست‌ها، تصمیم‌گیری عقلانی، چرخه سیاستگذاری یا رویکرد مرحله‌ای، همچنان به مثابه پایه‌ای برای تحلیل فرآیند سیاستگذاری محسوب می‌شود. 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.