تبلیغات
فرهنگ و ارتباطات؛ سیاستگذاری - ایران، لبنان و درگیری اعراب و اسرائیل(به نقل از کتاب ژئوپلتیک ایران؛ نویسنده گراهام فولر، تلخیص کننده: سید محمد کاظمی)

ایران، لبنان و درگیری اعراب و اسرائیل(به نقل از کتاب ژئوپلتیک ایران؛ نویسنده گراهام فولر، تلخیص کننده: سید محمد کاظمی)

تاریخ:دوشنبه 25 شهریور 1392-08:17 ب.ظ

سرفصل مباحث:
با آمدن آیت الله خمینی درگیری ایران در سیاستهای مدیترانه ای دستخوش تحول عظیم شد.
ایران آرمان شیعیان لبنان را مورد تایید قرار داد و برای مدتی به تشکیل جنبش سیاسی رادیکالی در این کشور دست زد که توانسته است به عنوان ابزاری در مقابل آمریکا و اسرائیل تا به امروز از آن استفاده کند.
اسرائیل بازنده اصلی بود به این دلیل که ایران از یک موضع رابطه ی کاری آرام به یک موضع خصومت شدید روی آورد. و مواضعی پیش گرفت که سنگین تر از اعراب بود. این کشور در یک سیاست ضد میانه روانه با سوریه وارد یک رابطه ی استراتژیک شد. که این رابطه پس از مدتی به پیوند مذهبی نیز رسید و باعث تداوم این ارتباط بیش از آنچیزی که انتظار داشتیم شود.
رابطه ی ایران با اسرائیل مانند گذشته نخواهد شد به این دلیل که اسرائیل سرکوب کننده ی مسلمانان و بخصوص فلسطینیان و نماد سلطه ی غرب در منطقه بشمار می آید.
مقدمه
علاوه بر ریشه های تاریخی که ایران در مدیترانه داشت، با روی کار آمدن حکومت صفوی در ایران در قرن شانزدهم و به رسمیت شناخته شدن مذهب شیعه در این کشور، از تمام روحانیون جهان اسلام خواسته شد تا برای تبلیغ به این کشور بیایند. از طرفی دولت عثمانی که در فرمانروایی عالی لبنان و سوریه بود با صفوی رافضی و ضد سنی خواندن شیعیان این مناطق باعث شد که این روحانیون به کشور ایران هجرت کنند و یک رابطه ی تاریخی چهارصد ساله بین آن ها ایجاد شود. 
این ارتباط بین شیعیان ایران و لبنان وجود داشت تا آنکه در اواخر دهه شصت مفتی شهر صور از یک روحانی فرهمند لبنانی خواست تا به این کشور بیاید و رهبری شیعیان را به عهده گیرد.الصدر سابقه ی خانوادگی خود را به شیعیان لبنان می رساند. ایشان جامعه عقب افتاده ی شیعیان لبنان را متحد کرد و آن را به سمت یک شکوفایی بی سابقه خودآگاه، سازمان اجتماعی و فعالیت سیاسی سوق داد. حزب امل با وجود ایشان به وجود آمد و سیاست لبنان که در سیطره ی مارونی ها و سنیان بود را به چالش کشید.
درتاریخ پهلوی هیچگونه سیاستی مبنی بر علاقه ی ایران به گسترش سیاست خود به مدیترانه وجود نداشت، دلیل این امر شاید این بود که شاه فکر می کرد که اگر از این ابزار استفاده کند باعث تقویت مخالفان روحانی خود می شود. بنابراین رابطه شیعیان ایران و لبنان به پیوند غیر رسمی روحانیت  با لبنانی های شیعه بازمی گردد.
دشمن دشمن من
رابطه ایران و اسرائیل در زمان شاه به چند علت برقرار شده بود:
1) رابطه نزدیک آمریکا و اسرائیل، برای جلب حسن نیت جامعه یهودیان آمریکا
2) سرکوب جنبشهای عربی خاورمیانه که تهدیدی برای حکومت های میانه رو بود. ترکیه و پاکستان در این تفکر سهیم بودند. 
- از طرفی اسرائیل با پشتیبانی ایران و ترکیه  می توانست با مسلمانان همزیستی کند و نشان دهد که مخالفت با او عمومیت در منطقه ندارد. 
شیطانی شدن دوباره اسرائیل
سقوط شاه و به قدرت رسیدن آیت الله خمینی معادلات را تغییر داد:
روحانیت به طور طبیعی آرمان فلسطین را پذیرفت.
افشای رابطه شاه با اسرائیل نفرت از اسرائیل را تشدید کرد.
اغلب مردم موجودیت اسرائیل را همچون ایران در زمان شاه، بر اساس پشتیبانی آمریکا می دانستند و بنابراین ایران را در مثلث آمریکا- اسرائیل و ایران می دانستند.
اسرائیل یک عنصر استعمار غرب برای جمهوری جدید بود.
گرچه ایرانیان از عربها دل خوشی ندارند ولی در میان مردمی که در جمهوری اسلامی زندگی می کنند یک نوع احساس ضد سامی رقیق وجود دارد.
جمهوری اسلامی احساس می کرد که برای نشان دادن ماهیت خود نیاز به یک جبهه گیری قوی در قبال اسرائیل دارد. 
بنابراین ایران یک موضع ضد اسرائیلی شدیدتراز کشورهای دیگر انجام داد و با استقرار کشور فلسطینی در ساحل رود اردن نیز مخالفت کرد. که اغلب کشورهایی را که در موضع عدم مصالحه بودند نیز تحت شعاع قرار داد.
برخورد اسرائیل با ایران
گرچه اسرائیل از موضع جدید ایران یکه خورده بود ولی گمان می کرد که در درازمدت به دلیل مواضع ضد عربی ایران همنوایی طبیعی بین آنها شکل خواهد گرفت. 
اما حمله ی اسرائیل به لبنان ایران را قویا وارد معادلات این منطقه کرد.
ایران به کار صدر در لبنان که علاوه بر اینکه شیعیان لبنانی را متحد کرده بود، دشمنی اسرائیل را نیز از یک دشمنی ضد سنی به یک عنوان یک آرمان مشترک باز تعریف کرده بود و شیعیان لبنان را به یک جبهه ی ضد اسرائیلی تبدیل کرده بود واقف بود و پس از این جنگ، نیرو به این منطقه راهی کرد و از حزب الله به عنوان یک حزب تندرو حمایت کرد. 
شیعیان لبنانی نیز خودرا با نیروهای سوری تلفیق کردند و یک جنبش ضد اسرائیلی قوی در منطقه بوجود آوردند. این قدرت را می توان در بمب گذاری ها در اسرائیل مشاهده کرد که توانست اسرائیل و آمریکا را از خاک خود بیرون کند و به ایران در صدور انقلاب خود جایگاه ویژه ای ببخشد. 
ایران و سوریه، تزویج سودمند یا خویشاوندی ایدئولوژیک
مبادلات نفتی، خصومت دو کشور با عراق و رویکرد ضد اسرائیلی هر دو کشور آنها را در یک جبهه قرار داد.
اما رابطه ی ایران با سوریه یک پیوند عمیقتر است و آن به این عامل باز می گردد که علویان حاکم بر سوریه احساس می کنند که با شیعیان ایران رابطه ی متقابلی دارند. آنها سعی می کنند تا با گرفتن مشروعیت از مراجع ایران به رسمیت شناخته شوند. ولی تاکنون به جز امام موسی صدر دیگر مراجع با توجه به اختلاف عقیدتی که دارند، آنها را جزیی از شیعه نمی دانند. 
رابطه با دوام ایران و سوریه این فکر را تقویت می کرد که شاید کیش علویان در بین مسلمانان و به خصوص شیعیان جایی دارد. 
ازدیدگاه سنی ها علویان جزیی از شیعیان هستند و مبارزات علیه عراق را توسط دو کشور سوریه و ایران را یک مبارزه عقیدتی بین شیعه و سنی می دانند. 
الهیات اگر چه یک مقوله ی قرون وسطایی است اما در خاورمیانه بسیاری از مناسبات به این رشته های شکننده ی روانشناختی متصل هستند.
بنابراین رابطه ی سوریه و ایران تا مادامی که شیعیان و علویان در این دو کشور در قدرت باشند ادامه خواهد داشت. 
الگوهای مختلف برای ایران و آینده اسرائیل
ایران با از سرگذراندن انقلاب وارد یک مرحله ی ملی گرایانه تر می شود که باعث می شود تا اسرائیل را که یک پایگاه نظامی غرب است را نافی منافع خود بداند. این رژیم اساسا ضد اسلامی و سرکوب کننده ی مسلمانان تلقی می گردد. احساسات تاریخی ضد سامی از طرف دیگر باعث می شود که برقراری ارتباط با این کشور از لحاظ مردم ایران غیر طبیعی باشد. اگر چه ممکن است ارتباطی بین این دوکشور در مواقعی که ممکن است مواضع ضد اسرائیلی باعث وقفه در مواضع مهمتر شود اتفاق بیفتد ولی مناسبات رسمی دیپلماتیک مانند زمان شاه اتفاق نخواهد افتاد. 
الگوهای مختلف برای ایران و آینده اسرائیل
میان مدت ایران از سیاست ضد اسرائیلی قوی را دنبال می کند و از تمام گروههای تندرو در خاورمیانه در این جهت پشتیبانی می کند.
شاید انگیزه های بین الملل گرایی ایران با آمدن رهبران متعدد به انگیزه های ملی تبدیل شود ولی روح سیاست خارجی ایران که متاثر ازشعار نه غربی و نه شرقی است نزدیکی روابط با اسرائیل را مشکل می سازد
سیاست آیت الله خمینی در این بود که علاقه سنتی اجتماعات شیعه در مورد جنگ اعراب و اسرائیل را عوض کند و دیدگاه آن ها به گونه ای متحول کند که فلسطین را هم جزیی از آرمانهای اسلامی خود بدانند که مورد ستم غرب قرار گرفته اند. 
در دراز مدت اگر چه ممکن است ایران سیاست تندروتر از دیگر کشورهای عربی نگیرد ولی از دیدگاه میانه رو در این قضیه همچون دیدگاه سازمان آزادی بخش فلسطین و یاسر عرفات هم دفاع نمی کند و ملجایی برای مبارزان تندرو فلسطین خواهد شد.
جوشش دیگ لبنان
آیا با پایان رسیدن جنگ ایران و عراق و شروع بازسازی این کشور، دید بین الملل گرایی ایران از قبیل دیدی که به لبنان دارد کاهش پیدا می کند؟
ایران به چند دلیل رابطه ی خود را با لبنان حفظ خواهد کرد:
1) دید روحانیت ایران به لبنان به عنوان یک کشور دارای جماعت شیعی،
2) رویکرد ضد اسرائیلی و ضد غربی ایران که باعث می شود تا از گروههای شیعه ی ضد اسرائیل و ضد غرب دفاع کند،
3) لبنان یک نماد موفقیت انقلاب در سیاست خارجی است که باعث شده است دو نماد شیطانی اسرائیل و آمریکا را شکست دهد،
4) نیاز گروههای لبنانی از یک منبع پشتیبان خارجی.
علاقه سوریه به یک راه حل صلح آمیز برای درگیری اعراب اسرائیل
علاقه ی این کشور برای راه حل مسالمت آمیز با جوهره ژئوپلتیک این کشور مغایرت دارد. سوریه بسیاری از نفوذ خود را در منطقه از همین جبهه گیری علیه اسرائیل در منطقه بدست آورده است و تنها زمانی سوریه به جبهه ی صلح می پیوندد که :
1) حکومت علویان سقوط کند2) فشار جدی از طرف شوروی برآن وارد شود3) در مقابل اسرائیل شکست بخورد4) رابطه بین اسرائیل و سازمان آزادی بخش فلسطین اجتناب ناپذیر باشد5) و کشورهای میانه رو عرب از اسرائیل حمایت کنند.
ایران و جهان عرب
نیاز ایران به تقابلها در مدیترانه با اسرائیل و قرار گرفتن در کنار کشوری در مدیترانه که بتواند این نقش را ایفا کند (برای ایران بهترین کشور سوریه است به دلیل آن که علویان در آن حکمرانی می کنند)،
امکان قرار گرفتن ایران در کنار کشورهای عربی، اگر اسرائیل به فعالیتهای ضد فلسطینی خود بیفزاید. که می تواند مثلث سوریه- عراق- ایران را در مقابل اسرائیل ایجاد کند. 
نیاز ایران به عدم جبهه گیری شیعی- سنی و نیز ایرانی- عربی در منطقه،
نیاز ایران به دست گرفتن رهبری ضد اسرائیل در منطقه که ممکن است به دست عراق بیفتد،
اگر ایران به سمت عدم جبهه گیری در مقابل اعراب پیش رود نیازی به اسرائیل برای توازن در مقابله با اعراب ندارد. اما اگر اسرائیل مشکل فلسطین را حل کند می توان پیوندهای نیرومندتری بین ایران و اسرائیل مشاهده کرد. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.